تبلیغات
لغات 504، 1100 بارونز ،تافل ،ایلتس ، جی ار ای
نظرسنجی

مطالب این سایت را چگونه امتیاز دهی میکنید ؟

نویسندگان
آمار بازدید
کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
درباره ما


ایجاد کننده وبلاگ : حامد اسکندری



نویسنده: حامد اسکندری |
چهارشنبه 27 فروردین 1393 |

1. پسوند age : در معنای اندازه گیری و مجموع بکار میرود. مانند:
Baggage, frontage, mileage.



2. پسوند ery , ry : در معنای شرایط؛ رفتار؛ مکان بکار میرود. مانند:
Drudgery, slavery, delivery, nursery, rookery, refinery, bakery, nunnery.



1. پسوند age : در معنای اندازه گیری و مجموع بکار میرود. مانند:
Baggage, frontage, mileage.



2. پسوند ery , ry : در معنای شرایط؛ رفتار؛ مکان بکار میرود. مانند:
Drudgery, slavery, delivery, nursery, rookery, refinery, bakery, nunnery.



3. پسوند ful : به معنای مقدار است. مانند: 
Spoonful, glassful.



4. پسوند hood : به معنای حالت یا شرایط است. مانند:
Boyhood, brotherhood, widowhood.



5. پسوند ing : به ماده ای که اون اسم از آن ساخته شده است اشاره میکند. مانند: 
Tubing, panelling, matting, carpeting.



6. پسوند ing : به فعالیت های مرتبط با آن اسم نیز اشاره میکند. مانند:
Cricketing, farming, blackberrying.



7. پسوند ism : در معنای تعلیم؛ آموزش؛ تمرین بکار میرود. مانند: 
Idealism, impressionism, fanaticism, absenteeism, racism.



8. پسوند ocracy : معنای دستور و فرمان را میرساند. مانند:
Democracy, aristocracy, meritocracy.



9. پسوند ship : نشان دهنده داشتن موقعیتی یا کاری میباشد. مانند:
Friendship, membership, dictatorship, professorship.




10. پسوند eer : به معنای " مهارت داشتن و مشغول بودن " است. مانند:
Pamphleteer, profiteer, racketeer, mountaineer, auctioneer, engineer.



11. پسوند er : به معنای " داشتن یک ویژگی مهم " است. مانند:
Teenager, north-wester three-wheeler, villager, londoner.



12. پسوند ess : نشان دهنده جنس مونث است. مانند:
Waitress, actress, lioness, manageress, stewardess, hostess.



13. پسوند ette : در معنای " جمع و جور ؛ متراکم " بکار می رود. مانند:
Kitchenette, dinerette.



14. پسوند let : به معنای " جزیی ؛ بی اهمیت " است. مانند:
Booklet, leaflet, starlet, piglet.



15. پسوند ling : به معنای " فرزند ؛ اولاد " بکار میرود. مانند:
Princeling, duckling.



16. پسوند ster : به معنای " شامل بودن " است. مانند:
Trickster, gangster, gamester, roadster.
 
 
 

17. پسوند ant : نشان دهنده فاعل آن فعل میباشد. مانند: 
Inhabitant, contestant, informant, participant, lubricant.



18. پسوند ee : نشان دهنده فاعل آن فعل میباشد. مانند: 
Appointee, payee, interviewee, employee, nominee.



19. پسوند er, or : اسم فاعل میسازند. مانند:
Singer, writer, driver, employer, silencer, computer, thriller, accelerator incubator, supervisor, survivor, actor.



20. پسوند age : نشان دهنده مفهوم فعالیت؛ نمونه است. مانند:
Breakage, coverage, drainage, leverage, shrinkage, wastage.



21. پسوند al : نشان دهنده عمل و نتیجه ی آن عمل است. مانند:
Refusal, revival, dismissal, upheaval.



22. پسوند ation : در معنای فرایند؛ وضعیت؛ تولید بکار میرود. مانند:
Exploration, starvation, ratification, foundation, organization, victimization, justification, education.



23. پسوند ing : نشان دهنده نتیجه ی عمل است مانند:
Building, opening, feeling, earnings, savings, shavings, stuffing, clothing.



24. پسوند ment : نشاندهنده نتیجه است. مانند:
Arrangement, amazement, puzzlement, embodiment, equipment, management.
 
 

25. پسوند ity : مانند :
Elasticity, rapidity, sanity, falsity, diversity, respectability.



26. پسوند ness : مانند:
Meanness, happiness, usefulness, kindness, selfishness, unexpectedness, accurateness, falseness.
 
 

27. پسوند ed : در معنای داشتن بکار می رود. به همراه اسم و عبارت اسمی بکار میرود. مانند:
Wooded, pointed, walled, simple-minded, blue-eyed, blonde-haired, fuller-flavored, odd-shaped, giant-sized, much-travelled, self-styled.



28. پسوند ful : به معنای پر از؛ سرشار از است. به همراه اسامی ذات و گاهی فعل می آید و یک صفت میسازد. مانند:
Useful, delightful, pitiful, successful, helpful, forgetful.



29. پسوند ish : به معنای حدی؛ تا قدری است. مانند:
Childish, monkeyish, foolish, snobbish.



30. پسوند ish : با اسامی نژاد؛ مردم؛ و زبان ها بکار می رود. مانند: 
Swedish, turkish.



31. پسوند less : به معنای "بدون" است. مانند:
Careless, restless, colorless, harmless, homeless.



32. پسوند like : به معنای مانند؛ شبیه است. مانند:
Childlike, statesmanlike, monkeylike.



33. پسوند ly : نشان دهنده داشتن یک ویژگی است. مانند:
Manly, soldierly, motherly, brotherly, friendly, cowardly, deathly.



34. پسوند ly : به معنای "هر" است. مانند:
Daily, weekly, monthly, yearly.



35. پسوند y : به معنای "تا حدی شبیه؛ تا قدری شبیه" است. مانند:
Sandy, meaty, creamy, hairy, wealthy, comfy.



36. پسوندical, ial,al : مانند:
Accidental, dialectal, editorial, professional, psychological, philosophical, cultural, musical.



37. پسوند ic ‎: هنگام اضافه شدن این پسوند به لغاتی که به em ختم میشوند باید آن را به صورت atic اضافه کرد. مانند:
Atomic, heroic, specific, oceanic, problematic, phonematic, celtic, arabic.



38. پسوند ous : مانند:
Desirous, virtuous, ambitious, courteous.
 
 

39. پسوند able : به همراه افعال متعدی می آید و آن ها را به صفت تبدیل می کند. مانند:
Debatable, wsshable, drinkable, manageable, changeable, perishable, suitable.



40. پسوند ive : در بعضی افعال از وند ative استفاده میشود. مانند:
Attractive, effective, possessive, explosive, productive, expansivedecorative, talkative, affirmative, causative.
 
 

41. پسوند ly : به صفت اضافه میشود و قید میسازد. مانند:
Calmly, extremely, personally.



42. پسوند ward : به معنای " به سمت " است. مانند:
Earthward, northward.



43. پسوند wise : به همراه اسم میاید و قید تشکیل میدهد. مانند:
Clockwise, lengthwise, education-wise, moneywise.
 


44. پسوند ate : با اسامی ترکیب میشود و بیشتر در کلماتی که در مورد علم هستند کاربرد دارد. مانند:
Orchestrate, hyphenate, chlorinate, laminate, delaminate.



45. پسوند en : با صفت ترکیب میشود و آن را به فعل تبدیل می کند. مانند:
Sadden, quicken, ripen, widen, harden.



46. پسوند ify, fy : با اسامی و صفات ترکیب میشود و آنان را به فعل تبدیل می کند. مانند:
Simplify, amplify, codify, beautify, certify, identify.



47. پسوند ize, ise : با اسامی و صفات ترکیب میشود و آنان را به فعل تبدیل می کند. مانند:
Modernize, legalize, symbolize, publicize, burglarize.
 




آخرین مطالب

آرشیو
لینکستان
تگ های سایت
لینکدونی